دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
مطالب اخیر

اورژانس اجتماعی گشت ارشاد نیستImage result for ‫موسوی چلک‬‎

آرمان- زهرا سلیمانی: اورژانس اجتماعی یکی از برنامه‌هایی است که برای حل مشکلات مردم از سوی سازمان‌بهزیستی در حال اجراست. این برنامه تلفیقی از مداخله در بحران‌فردی، خانوادگی و اجتماعی (‌مرکز اورژانس اجتماعی)، خط تلفن۱۲۳، تیم سیار اورژانس و پایگاه خدمات‌اجتماعی است که در مرحله نخست با هدف توانمندسازی اجتماع‌محور در سکونتگاه‌های غیررسمی تدوین شده است. اصول خدمات‌رسانی اورژانس اجتماعی شامل مواردی ازجمله کمک به حذف آسیب‌های اجتماعی، ارائه خدمات با سه ویژگی به‌موقع بودن، در دسترس‌بودن و تخصصی‌بودن، همکاری درون و برون‌سازمانی، انجام کار تیمی، رویکرد علمی در مداخلات، مساله‌یابی به‌موقع، توانمندسازی اجتماع‌محور، جامعیت اقدامات و فراهم‌کردن زمینه مشارکت برای مردم و سازمان‌های مردم‌نهاد است. کنترل و کاهش بحران‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی، جایگزینی مداخلات روانی و اجتماعی جای مداخلات انتظامی و قضائی، پیشگیری از وقوع‌جرم و ارتقای توانمندی افراد درمعرض‌آسیب نیز از دیگر اهداف این طرح عنوان می‌شود. گروه‌های هدف این برنامه نیز زوج‌های متقاضی طلاق و افراد دارای اختلاف خانوادگی حاد، زنان و دختران آسیب‌دیده اجتماعی، کودکان کار و خیابان، همسران و کودکان آزاردیده، دختران و پسران فراری از منزل و سایر افرادی هستند که به‌هردلیل در شرایط‌بحرانی قرار گرفته‌اند. برخی از کارشناسان به‌دلیل درمعرض‌آسیب‌بودن مددکاران اجتماعی تجهیز مددکاران این نهاد به وسایل دفاع‌شخصی را پیشنهاد می‌کنند، اما سیدحسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران  اجتماعی ایران  وموسس اورژانس اجتماعی در ایران در این زمینه باور دیگری دارد. آنچه در ادامه می‌خوانید، نظرات او در گفت‌و‌گو با «آرمان» است. Image result for ‫اورژانس اجتماعی‬‎

هرازگاهی موضوع تجهیز مددکاران اجتماعی و کارکنان اورژانس اجتماعی به وسایل دفاع‌شخصی مطرح می‌شود. این موضوع به‌دلیل اتفاقاتی که برای این افراد رخ می‌دهد، عنوان می‌شود، اما برخی از مسئولان بر این باورند که چنین اقدامی تاثیر منفی به‌دنبال دارد. نظر شما در این‌باره چیست؟

اگر مددکار اجتماعی شوکر الکترونیکی، باتوم، زنجیر و... داشته باشد، پلیس است نه مددکار اجتماعی. اورژانس اجتماعی پلیس نیست که ابزار دفاع‌شخصی و سلاح‌سرد در اختیار داشته باشد. برای‌مثال در یکی از ماموریت‌ها فرد نیازمند به حمایت اورژانس اجتماعی، اول پلیس و بعد مددکار اجتماعی را کتک زد. در این شرایط دیگر نیازی به در دست داشتن ابزار محافظی برای مددکار اجتماعی نیست. بنده به‌عنوان رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران بر این باورم که تجهیز مددکار اجتماعی به وسایل دفاع‌شخصی با روح این شغل در تضاد است. افرادی که در پی تجهیز مددکار اجتماعی به ابزار دفاع‌شخصی هستند، درواقع به‌دنبال تضعیف این شغل هستند. مددکار اجتماعی با باتوم، شوکر الکترونیکی، دستبند و زنجیر سنخیتی ندارد.اساس دریافت خدمات از  اورژانس اجتماعی خودمعرف است. هر فرد برای دریافت خدمت حسب شرایط خود  می‌تواند اورژانس اجتماعی، نیروی‌انتظامی یا دیگر نهادهای‌اجتماعی را انتخاب کند. بر اساس آیین‌نامه اورژانس اجتماعی «اگر مددکار اجتماعی تشخیص به مداخله پلیس داد، می‌تواند از نیروی انتظامی برای مهار آسیب‌ها استفاده کند». در این شرایط دیگر نیازی به تجهیز مددکار اجتماعی به سلاح‌سرد نیست. مددکاری اجتماعی نوعی خدمات‌رسانی غیرپلیسی و غیرقضائی است، اما در برخی مواقع شرایط به‌نحوی است که امکان مداخله‌مستقیم مددکار اجتماعی نیست. در این وضعیت با اعلام به سیستم قضائی، از ضابط قضائی، یعنی پلیس، استفاده می‌شود. با بررسی دیگر مشاغل باید تاکید کرد احتمال‌خطر در هر لحظه برای هر فرد در هر شغلی  وجود دارد. برای‌مثال هم‌اکنون ممکن است یک فرد در اداره بنده را تحت ضرب‌و‌جرح قرار دهد. در این وضعیت قرار نیست هر فرد در هر شغل به شوکر الکترونیکی، باتوم و دیگر ابزار دفاع‌شخصی مجهز شود. در واقع تجهیز مددکار اجتماعی به سلاح‌سرد این جایگاه و روح خدمات‌رسانی را تخریب می‌کند. بر اساس ماده سه آیین‌نامه اورژانس اجتماعی این نهاد به‌شکل خودمعرف یا ارجاعی فعالیت می‌کند. از سوی دیگر، بر اساس ماده پنج این آیین‌نامه نیروی‌انتظامی با رعایت قوانین و مقررات مربوطه همکاری‌های لازم را در زمینه موارد زیر به عمل می‌آورد که عبارت است از: حمایت از کارکنان مرکز در مواردی که سلامت‌جسمی و امنیت‌جانی آنها یا دریافت‌کنندگان‌خدمات در معرض‌خطر قرار گیرد. در این میان اگر مددکار اجتماعی تشخیص داد خود یا فرد دریافت‌کننده خدمات درمعرض خطر است، باید در اسرع‌وقت از نیروی انتظامی برای‌مداخله استفاده کند. وظیفه‌دوم ارجاع گروه مشمول کودک‌آزار، همسرآزار، زنان تحت‌آسیب و... به اورژانس اجتماعی بر اساس ضوابط و قوانین است. بر اساس آیین‌نامه‌های مندرج در اورژانس اجتماعی باید از پلیس برای مهار خطرات احتمالی استفاده کرد. برای مثال، اگر در خیابان نزاع اتفاق بیفتد، نیازی به استفاده از سلاح‌سرد یا ابزار دفاع‌شخصی نیست، بلکه برای مهار خطرات احتمالی می‌توان با110 تماس گرفت. به‌نظر بنده افراد خواستار تجهیز اورژانس اجتماعی به وسایل دفاع‌شخصی از رسالت مددکاری اجتماعی بی‌خبرند یا با غرض‌ورزی به‌دنبال تخریب مددکار اجتماعی، روانشناس و... هستند. همگان باید بدانند که مددکار اجتماعی پلیس نیست که با باتوم، شوکر الکترونیکی، دستبند و... سروکار داشته باشد.

در سال‌های اخیر اتفاق ناگوار ویژه‌ای برای مددکار افتاده که نیاز به این وسایل احساس شود؟

با بررسی مشاغل دیگر هم باید گفت پلیس، پزشک، خبرنگار، راننده و... در روز ممکن است با زدوخوردهای متعدد مواجه شوند؛ مددکار اجتماعی هم از دیگر مشاغل جدا نیست. برای او هم امکان‌حادثه وجود دارد. اورژانس اجتماعی یک خدمت غیرانتظامی و غیرقضائی محسوب می‌شود. افرادی که برای ارائه خدمات اجتماعی باتوم را پیشنهاد می‌دهند، از رسالت مددکار اجتماعی بی‌خبرند. باید تاکید کرد اورژانس اجتماعی، پلیس و گشت ارشاد نیست، بلکه این نهاد یک خدمت اجتماعی است.

آیا هم‌اکنون اورژانس اجتماعی توانسته جایگاه خود را در بین مردم بیابد؟

اورژانس اجتماعی از سال78 تاسیس شده است. باید گفت چندی‌قبل در کشور امور اجتماعی به حاشیه رانده شده بود، اما هم‌اکنون با تبلیغات در زمینه اورژانس اجتماعی نسبتا به تعداد افراد دریافت‌کننده خدمات افزوده شده است. هم‌اکنون زیر ساخت‌ها برای توسعه بیشتر اورژانس اجتماعی مهیا نیست. برای مثال اگر شما با 110 یا 115 تماس بگیرید، در اسرع‌وقت خدمات‌رسانی انجام می‌شود. مردم اورژانس اجتماعی را همچون110 و 115 نمی‌شناسند، هر چند در مقایسه با قبل اورژانس اجتماعی توانسته به جایگاه خود دست یابد. با ایجاد اورژانس در شهرهای متعدد بر میزان شناخت از کارکرد این واحد خدمات‌رسان افزوده می‌شود. برای مثال، اگر در یک بازه زمانی یک یا دو‌ساله در اغلب شهرهای کشور اورژانس اجتماعی ایجاد شود، طبیعتا خدمات‌رسانی هم افزایش می‌یابد. برای‌مثال در کشور ما اغلب افراد درمان ناراحتی‌قلبی را بر حل مشکلات‌روانی ترجیح می‌دهند، اما با ایجاد بستر مناسب می‌توان از طریق تبلیغات‌گسترده مردم را در زمینه حل مشکلات ‌روحی آگاه کرد. تاکنون ۱۹۸شهر مجهز به اورژانس اجتماعی شده که تا پایان امسال ۱۴۰شهر دیگر نیز به اورژانس اجتماعی مجهز می‌شود. باید محدودیت مکانی و زمانی استفاده از اورژانس اجتماعی از بین برود. از سوی دیگر فقر تولید دانش‌مددکاری یکی از چالش‌های مددکاران اجتماعی در ایران است. امروز دانش‌بومی در مددکاری اجتماعی ایران چندان‌جایگاهی ندارد.

چرا همیشه مشکلات و مسائل اجتماعی کشور به حاشیه رانده می‌شود؟

در گذشته به‌دلیل اتخاذ برخی تصمیمات امور اجتماعی به حاشیه رانده شد. در آن شرایط هر گونه اقدام در زمینه اجتماعی با دیدگاه اجتماعی–سیاسی دنبال می‌شد. در سال‌های اخیر با ورود مقام معظم رهبری به مسائل اجتماعی فضا تغییر کرده است. رهبر انقلاب در زمینه مسائل اجتماعی دغدغه‌مندند. در این وضعیت توجه مسئولان نیز به مسائل اجتماعی معطوف شده است. برای‌مثال با برگزاری‌جلسات در حوزه اجتماعی، مسائل اجتماعی مطرح‌شده در برنامه ششم توسعه، تدوین احکام متعدد، اختصاص بودجه به حوزه اجتماعی و... شاهد حساسیت‌مسئولان در زمینه آسیب‌های اجتماعی هستیم.

منبع"روزنامه آرمان/5  مهر 1396 /کد خبر: ۱۹۹۰۲۹ | تاریخ : ۱۳۹۶/۷/۵ - شماره: 3429

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/07/5
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی