همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....

تکریم والدین

تاریخ:چهارشنبه 3 اسفند 1390-10:15 ق.ظ

خداوند در سوره بنی اسراییل(آیه های 23 و 24) بر تکریم والدین تاکید دارد و می فرماید:« وخدای تو حکم فرموده که جز او نپرستید و در باره والدین نیکی کنید و چنانچه هر دو یا یکی از آنها پیر شدند زنهار کلمه ای که رنجیده شوید نگویید و کمترین آزار به آنها نرسانید و با ایشان با احترام سخن گویید و همیشه پر و بال تکریم نزدشان بگسترانید و بگویید خدایا چنانچه پدرو مادرم مرا از کودکی به مهربانی بپرورند تو در حق آنها رحمت و مهربانی فرما».در صحیفه سجادیه هم دعاهای زیادی در تکریم والدین آمده است.در آیات دیگری هم در کلام ا... مجید در این زمینه تاکید شده است.امام محمد غزالی در جلد اول  کتاب کیمیای سعادت از پیامبر گرامی اسلام نقل می کند که می فرماید:خدای تعالی به حضرت موسی(ع) وحی فرستاد که هر کس فرمان مادر و پدر برد و فرمان من را نبرد او را فرمانبردار می دانم و هر کس فرمان من برد ولی فرمان ایشان نبرد وی را نافرمانبردار می دانم».تامل در موارد فوق و آیات،روایات و احادیث متعدد در خصوص تکریم والدین تکلیف ما را برای حفظ عزت والدین و احترام به آنها  بیشتر می کند.نمی دانم من و شما در این خصوص نمره قبولی می گیریم یا نه؟زحماتی که والدین برای ما کشیدند به اصطلاح«قیمت ندارند» یعنی نمی توان با پول و معیار های مادی و دنیوی ارزش آن زحمات را تعیین کرد.حال چه می شود برخی از ما عامل آزار آنهامی شویم.آزار فقط کتک زدن نیست.همین که ارتباط مان را قطع می کنیم،آنها رابه حساب نمی آوریم،احوال آنها را نمی پرسیم، و...زمینه آزار آنها را فراهم کردیم.گزارشی را مطالعه می کردم که وقتی از سالمندان پرسیدند بیشترین چیزی که شما را  رنج می دهد، چیست؟بسیاری از آنها پاسخ دادند:«این که مارا نبینند».یعنی به حساب نیاورند.تحقیر،سرزنش،کم توجهی یا بی توجهی،داد زدن، و ... همه مصداق هایی هستندکه زمینه آزار آنها را فراهم می کند.همه ما مطمئن باشیم که هرکسی که والدینش از او راضی نباشند و آنها را نبخشند خیری در زندگی خود نمی بینند.در کتاب گناهان کبیره آیت ا...دستغیب شیرازی روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمود:هر کسی که والدین خود را به خشم آورد،خدارا غضب کرده است.هر کسی والدین خودرا بیازارد مرا اذیت کرده است و کسی که مرا اذیت کند خدارا آزرده است و آزارکننده خدا ملعون است.عاق والدین بی ایمان ازدنیا می رود».نمی دانم والدین شما در قید حیات هستند یا نه؟اگر زنده هستند بر تکریم آنها اهتمام ویژه داشته باشید واگر در قید حیات نیستند برای آمرزش آنها دعا کنید وکار خیر انجام دهید تاروح شان شاد باشد.

          سید حسن موسوی چلک مددکار اجتماعی

                                                                          



نوع مطلب : یادداشت ها 

بانک اطلاعات آسیب های اجتماعی تشکیل می شود

تاریخ:سه شنبه 2 اسفند 1390-09:49 ق.ظ

مدیرکل دفترآسیب های اجتماعی وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی:

بانک اطلاعات آسیب های اجتماعی تشکیل می شود

خراسان - مورخ دوشنبه 1390/12/01 شماره انتشار 18059

توانا - بانک اطلاعات آسیب های اجتماعی در کشور تشکیل می شود. سیدحسن موسوی چلک، مدیرکل دفتر آسیب های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با بیان این مطلب به خراسان گفت: یکی از اولویت هایی که در حال حاضر در معاونت رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پی گیری می شود، ایجاد بانک اطلاعات آسیب های اجتماعی برای شناسایی و اطلاع از آمار و ارقام آسیب های اجتماعی در کشور است. وی افزود: بانک اطلاعات یا اطلس آسیب های اجتماعی به تفکیک آسیب های اجتماعی در استان ها و شهرهای کشور تهیه می شود، که می تواند اطلاعات خوبی را از وضعیت آسیب های اجتماعی در مناطق مختلف کشور در اختیار قرار دهد. بنا به گفته این مسئول، با تشکیل بانک اطلاعات آسیب های اجتماعی در کشور می توان برای پیش گیری، کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی برنامه ریزی کرد و این برنامه با توجه به آسیب های اجتماعی در مناطق مختلف کشور خواهد بود. وی افزود: تشکیل بانک اطلاعات آسیب های اجتماعی در حال حاضر در مرحله عقد قرارداد با بخش های پژوهشی است و به زودی مراحل تشکیل این بانک به مرحله اجرا در می آید. وی افزود: لازمه برنامه ریزی در حوزه آسیب های اجتماعی، اطلاع دقیق از آمار و اطلاعات آسیب های اجتماعی، آسیب های نوپدید و وضعیت آن در استان ها و شهرهای کشور است و با دستیابی به این اطلاعات می توان راهکارهای علمی برای کاهش آسیب ارائه داد. وی درباره وضعیت آسیب های اجتماعی در کشور گفت: آسیب های اجتماعی در کشور به صورت زنجیره ای با یکدیگر در ارتباط است و علت و معلول همدیگر هستند. وی افزود: در حال حاضر اعتیاد به موادمخدر و روانگردان ها در رده نخست آسیب های اجتماعی قرار دارد و بعد از آن آسیب هایی نظیر طلاق، خشونت های خانگی و آسیب های ناشی از فضای سایبری قرار دارد.

 



نوع مطلب : مصاحبه ها 

کاهش فاصله زندگی مشترک تا 3 سال

تاریخ:سه شنبه 2 اسفند 1390-09:47 ق.ظ

مدیركل دفتر امور آسیب های اجتماعی وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی از كاهش فاصله زندگی مشترك همسران تازمان جدایی آنها به 3 سال خبر داد.
    
سید حسن موسوی چلك در گفتگو با مهر با بیان این مطلب افزود: براساس آمارهای موجود طلاق از جمله مشكلاتی است كه جوامع مختلف با آن روبه رو هستند، به طوری كه پیامدهای منفی آن بیشتر متوجه زوجین و فرزندانشان می شود.
    
به گفته وی، همچنین آمارها نشان می دهد كه از هر 5/6 ازدواج در كشور یكی منجر به طلاق می شود كه این موضوع در استان های بزرگ مانند تهران كمتر گزارش شده است.
    
رئیس انجمن مددكاران اجتماعی ایران تاكید كرد: همچنین فاصله زندگی مشترك زوجین تا زمان جدایی آنها نیز كه در گذشته 5 سال بوده هم اكنون به 3 سال كاهش یافته است كه این امر به طور حتم اثرات بدی به دنبال خواهد داشت. وی گفت: مهم ترین راهكار در زمینه كنترل این معضل اجتماعی آموزش است كه البته 60 ساعت آموزش قبل از ازدواج كافی نیست و باید این آموزش ها از دوران كودكی ارائه شود و به تناسب رشد افراد، مهارت های اجتماعی لازم و مطالبی درباره خصوصیات جنس مخالف و حقوق متقابل زوجین به آنها آموزش داده شود.
    
موسوی به نقش مهم مددكاران اجتماعی در كاهش پیامدهای طلاق اشاره كرد و افزود: این افراد می توانند با انجام مشاوره و مهارت های لازم به زوجین در بسیاری از موارد از طلاق آنها جلوگیری كنند.
    

    
    

 روزنامه جام جم، شماره 3342 به تاریخ 18/11/90، صفحه 17 (جامعه)



نوع مطلب : مصاحبه ها 

دل نوشته:با نیایش دکتر شریعتی

تاریخ:یکشنبه 30 بهمن 1390-08:30 ق.ظ

دیشب فرصتی شد تا کتاب نیایش از دکتر شریعتی را مطالعه کنم.به قسمت های از نیایش که رسیدم به این فکر افتادم  که بخشی از آن را جهت یادآوری در سایت قرار  دهم .باشد که پذیرفته گردد:

      خدایا:عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار.به من قدرت تحمل عقیده مخالف ارزانی کن.

     خدایا:شهرت منی را که «می خواهم باشم»قربانی منی که« می خواهند باشم» نکند.مرادر ایمان،«اطاعت مطلق»بخش،تا در جهان،«عصیان مطلق» باشم.به من «تقوای ستیز» بیاموز،تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از «تقوای پرهیز»مصونم دار تا در خلوت عزلت،نپوسم.

       خدایا:در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند مرا با « نداشتن»و « نخواستن» رویین تن کن.به هر که دوست می داری بیاموز که:عشق اززندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر میداری بچشان که:دوست داشتن از عشق برتر!

     خدایا:«چگونه زیستن» را توبه من بیاموز،«چگونه مردن» راخود خواهم آموخت.رحمتی کن تا ایمان،نام ونان برایم نیاورد.

      خدایا:خودخواهی را چنان در من بکش،یا چندان بر کش،تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

      خدایا:قناعت،صبر و تحمل را از ملتم بازگیر و به من ارزانی دار.

      خدایا:مرابه خاطر حسد،کینه و غرض،عمله آماتور ظلمه مگردان(آمین یا رب العالمین)

سید حسن موسوی چلک مددکار اجتماعی



نوع مطلب : دل نوشته ها 

چرا بعضی از افراد به هر قیمیتی خواهد مدیر بمانند؟

تاریخ:یکشنبه 30 بهمن 1390-08:28 ق.ظ

همه ما در هر جایی که مشغول به کار هستیم می خواهیم پله های ترقی را طی کنیم.یکی از پله هایی که تمایل داریم به آن برسیم، مدیریت است.مدیر کسی است که به اصطلاح  بیشترین قدرت را دارد.این فرد می تواند مدیر یک مجموعه کوچک باشد یا مجموعه ای بزرگ را مدیریت کند. مهم این است که  وقتی مسئولیتی را به عنوان مدیر می پذیریم تخصص و توانایی لازم را داشته باشیم در غیر این صورت به هر قیمتی نباید مدیریت را بپذیریم.فقط به فکر مدت زمیان بیشتر مدیریت شان نباشند بلکه باید تعهد و پافشاری لازم برای تحقق اهداف سازمانی را داشته باشند.و به بهای مدیریت ، سازمان خود را نفروشد.و سخن حق را بگوید.شاید به همین دلیل است که حضرت علی(ع)در نامه53 به مالک اشتر نخعی که معروف به عهد نامه مالک اشتر است تاکید می کند که:باید که برگزیده ترین وزیران تو کسانی باشند که سخن حق به زبان آرند هر چند تلخ باشد»یکی از آفت هاتی مدیریت این است که منافع فردی مدیر، فدای منافع و مصالح مجموعه تحت مدیریت خود شود.همه ما در جاهای مختلف با این دست از مدیران سرو کار داشتیم و داریم.مدیر می شوند تا از منافع مختلف مدیریت برخوردار باشند و فقط «مدیر بودن» برای آنها مهم است.خیلی مواقع از این رفتار شان خسته می شویم.گاهی اوقات این افراد که مطیع محض هستند حتی ممکن است ارتقاء هم پیدا کنند.  یکی از نتایج چنین مدیریتی کاهش انگیزه کارکنان توانمند است.در واقع سرمایه انسانی آن سازمان کاهش پیدا خواهد کرد.همچنین  سایر منابع سازمان هم به درستی استفاده نمی شود.بعضی ها نیز فکر می کنند همیشه مدیر هستند ولی فراموش می کنند که هر مدیری با یک برگ کاغذ که به آن حکم یا ابلاغ می گوبند می آید و با یک برگ کاغذ می رود.آنچه که می ماند تاثیر گذاری افراد در زمان مدیریت و پایبندی به اهداف سازمانی است.به اصلاح شرف المکان، بالمکین است.خیلی افراد هستندکه درجاهایی مدیریت می کردند که کسی آن جا را نمی شناخت یا باور نداشت ولی با توانایی وتلاش و تخصص خود توانستند ارزش جایگاه مدیریت آن مجموعه را افزایش دهند.هم جنین هستند عده ای که مسئولیت مجموعه بزرگی را که بیش از توانایی و تخصص آنان است پذیرفتند و ارزش جایگاه ان را کاهش دادند.امیدوارم که به جایی برسیم که اگر پیشنهاد مدیریت داشتیم ولی تخصص و توانایی نداریم از پذیرش آن عذر خواهی کنیم و به هر قیمتی نخواهیم مدیر شویم چرا که در چنین شرایطی خود را فروختیم.                                          سید حسن موسوی چلک مددکار اجتماعی



نوع مطلب : یادداشت ها 

صله رحم

تاریخ:شنبه 29 بهمن 1390-08:37 ق.ظ

صله رحم

        «صله» به معنای عطا و بخشش و« رحم» به معنی خویشی و قرابت و پیوستگی است.خداوند در سوره نساء(آیه یک) هشدار می دهد که مبادا در مورد« ارحام» کوتاهی کنید.و یا در سوره محمد(ص)آیه 22 می فرماید:اگر از فرمان خداروی برگردانید یادر زمین فساد کنید و قطح رحم کنید باز هم امید دارید؟و ئر سوره بقره میر تاکید دارد که کسانی که با ارحام قطح ارتباط کنند زیان کارانی بیش نیستند که هم در این دنیا و هم در دنیای باقی ضرر خواهند دید.«کلینی» در اصول کافی از امام باقر(ع)نقل می کند کهمی فرماید هرگاه مردم قطع رحم کنند اموال در دست اشرار قرار می گیرد.آیت ا... دستغیب شیرازی درجلداول  کتاب گناهان کبیره خود از امام سجاد(ع) نقل کرده است که می فرماید:یکی از گام های مقبول نزد خداوند بزرگ گامی است که برای«صله رحم» برداشته می شود.آیات،احادیث و روایات متعدد دیگری نیز هستند که بر اهمیت صله رحم توجه دارند که مجال پرداختن به آنها در این یادداشت نیست.صله رحم باعث می شود که پیوند و ارتباط بین اقوام و خویشان عمیق تر شود و روح تعاون و همکاری در آنها تقویت خواهد کرد.حتی در دین مبین اسلام بر این ویژگی اخلاقی حتی در ارتباطبا  سایر مردم هم تاکید شده است.شاید یکی از مشکلات جامعه امروزی دور بودن اقربا و مردم از یکدیگر است.این در حالی است که نیاکان ما بدون چای شب نشینی خواب نداشتند و بطور مستمر از شادی هاو غم های یکدیگر با خبر بودند و این بهترین تکیه گاه برای آنان هنگام بروز مشکلات  و حوادث بود.در اهمیت این مسئله کلینی در کتاب اصول کافی از  حضرت علی(ع) نقل می کند:انسان اگر چه مال و فرزند داشته باشد هرگز نباید از خویشان خود رو بر گرداند.آنها از همه مردم به او مهربان ترند و اگر مصیبتی به او رسد پریشانی شان بیشتر است(دغدغه بیشتری دارند)و هر که دست کمک از ارحام و فامیل باز گیرد،از انها یک دست گرفته شده، از خود او دست های بسیار.

   صله رحم در افرایش سلامتروانی و اجتماعی تاثیری چشم گیر دارد و حتی نقل می کنند از امامان معصوم که قطع آن از گناهان کبیره است.فراموش نکنیم که یکیاز مولفه هایاساسی اخلاق اجتماعی«صله رحم» است و با دوری کردن از خویشان تنها احساس راحتی نخواهیم داشت.بدون شک بیشتریی خاطرات خوش همه ما در زمانی است که با ارحام و خویشان خود هستیم.گرفتاری ها و .... را بهانه «قطع رحم » نکنیم و آن را فرصتی برای ایجاد شادی بدانیم.انشاءا...

سید حسن موسوی چلک مددکار اجتماعی



نوع مطلب : یادداشت ها 

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

تاریخ:دوشنبه 24 بهمن 1390-08:24 ق.ظ

گاهی اوقات می شنویم یا می بینیم که چد نفر با هم اختلاف دارند و پشت سر هم می زنند.در واقع خیری برای یکدیگر نمی خواهند و تیشه به ریشه هم می زنند.تعجب آنجا بیشتر می شود که آنها با هم نسبت سببی یا نسبی یا دوستی بسیار نزدیک هم داشته باشند.کمی فکرکنیم که مگر چقدر این دنیای فانی ارزش دارد که وقت گرانبهای خود را صرف بد گویی از هم می کنیم؟غرض ورزی می کنیم.از حال هم بی خبریم. حال وقتی اتفاق بدی برای یکی از آنها می افتد از همه بیشتر غصه می خوریم و حتی ممکن است به خود بد و بیراه هم بگوییم که ای کاش زنده می شد و می توانستیم جبران کنیم.بهتر نیست با «مولوی» همراه شویم و باور کرده  و عمل کنیم که:

غرض ها تیره دارد دوستی را       غرض ها را چرا از دل نرانیم

چو بعد مرگ خواهی آشتی کرد      همه عمر از غمت در امتحانیم

کنون پندار مردم آشتی کن         که در تسلیم ما چون مردگانیم

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن   رخم را بوسه ده کاکنون همانیم

عمر می گذرد.بقول حضرت حافظ شیراز:بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین»، اما آنچه که می ماند نام نیک است و کار نیک.یکی از مولفه های تاثیر گذار در این ماندگاری این است که از حال هم غافل نشویم و از بودن در کنار هم لذت ببریم.با این توضیح که هیچ دو انسانی نیستند که در همه خصوصیات مثل هم باشند بلکه  تفاوت ها و برخی از تعارض ها در زندگی اجتماعی و در تعامل با دیگران حتی نزدیکترین فرد به انسان طبیعی است.

در پایان از «امیر پازواری» شاعربلند آوازه مازندرانی کمک می گیرم تا حرف دلم را بزنم:

امیر گنه جان،کهنه روات ره کورمه      صد دل به غم و یک دل به شاده کورمه

مه دل زخم و زار ،تن ضماد ره  کورمه    بمرده روز، داد و بیداده کورمه

یعنی :امیر پازواری می گوید که من آن کاروانسرای قدیمی که خیلی ارزش مادی دارد را می خواهم چه کار کنم.صد دل غمگین و یک دل شادرا می خواهم چه کار کنم.دل من ریش ریش شده، روی پوست بدن من پماد می زنید فایده ای ندارد.وقتی مردم و دستم از دنیا کوتاه شد داد و بیداد کردن برای من فایده ای ندارد.

بیاییم از این پس اینگونه عمل کنیم که اگر قرار است لطفی به هم داشته باشیم در زمان زنده بودن باشد.بقول شاعر:

اکنون که در دست توام، مرحمتی کن  فردا که شوم خاک، چه سود اشک ندامت

سیدحسن موسوی چلک

مددکار اجتماعی



نوع مطلب : یادداشت ها 

دل نوشته:من چگونه عمل می کنم؟

تاریخ:دوشنبه 24 بهمن 1390-08:22 ق.ظ

 

        شب گذشته داشتم دفتر یاد داشتم را نگاه می کردم که چشمم به مطلبی که به نظر می رسد از خواجه عبدا... انصاری باشد، خورد.فکر کردم آن مطلب را به عنوان دل نوشته ای دیگر در وبلاگم قرار دهم.گرچه مطلب کوتاه است ولی بسیار آموزنده به نظرم رسید:

        «ای عزیز قول از راستی باز مگیر،در جواب سخن تعجیل نکن،تا نپرسند مگوی،تا نخوانند مرو،دل را بازیچه دیو مساز،در نهان بهتر از ظاهر باش،نان ممسک را مخور،نان خود را از کس دریغ مدار،از فرمان نفس حذر کن، دشمن را اگر حقیر باشد خوار مشمار، با ناشناس همسفر مشو،بیاموز و بیاموزان،کم خور،کم گوی و کم خفت، بترس از کسی که از کس نترسد و هر چه کند از کس نپرسد، اندک خود را به از بسیار دیگران دان،غم بیهوده مخور،دوستی خود را در کم آزاری شناس، خود را از حال خود غافل مدار، سعادت دنیا و عقبی را در صحبت دانا شناس، به طاعت خود مغرور مشو و عمل خود را به ریا بر زبان یار.»

حال من و شما از خود می توانیم بپرسیم که: چگونه عمل می کنم؟باشد که در این ارزیابی نمره قبولی بگیریم.

سید حسن موسوی چلک

مددکار اجتماعی

 



نوع مطلب : یادداشت ها 

مردم داری؟

تاریخ:یکشنبه 23 بهمن 1390-08:26 ق.ظ

 

                  چند روزقبل در مراسم ختمی شرکت کرده بودم که صاحب(بزرگ) آن مراسم کارگری روز مزد است و از تمکن مالی بالایی برخوردار  نیست.اما از ابتدا تا انتهای مراسم مردم بسیاری برای ابراز همدردی شرکت کرده بودند بگونه ای که همه انگشت به دهان مانده بودند.نکته ای که در این مراسم مورد اتفاق بسیاری از کسانی بود که با آنها صحبت کرده بودم این بود که معتقد بودند:این همه جمعیت نشانه ای است از «مردم داری» صاحب مراسم .بله واقعا اینگونه بود.شرکت مستمر در مراسم عزا و عروسی،ملاقات بیماران،بدرقه زوار و مسافران و استقبال از انها،انجام صله رحم،مشارکت در برنامه های جمعی و همگانی،احساس مسئولیت در قبال دیگران و همسایگان و ....برخی از ویژگی های این انسان بزرگ است.این در حالی است که هفته قبل نیز مراسم مشابهی در آن مکان برگزار شده بود که طبق گفته اهالی محل کمتر از 50 نفر شرکت کرده بودند.نفردوم کسی بود که کمتر با مردم انس داشت و در برنامه های شادی و غم مردم محل- هم خود و هم فرزندانش - کمتر شرکت می کردند.

           به درستی مردم در رفتار خود با دیگران به نکات مختلفی توجه می کنند که یکی از مهمترین آنها «مردم داری» است.مردم داری موجب می شود تا احساس تنهایی نکنیم و این نقطه اتکا بسیار خوبی است.چون انسان موجودی است اجتماعی و لازمه زندگی اجتماعی هم با مردم بودن و در کنار یکدیگر برای رسیدن به سعادت و کمال تلاش کردن است.گرچه مشغله ها و مشکلات زندگی امروزی موجب شده است که تا صله رحم و توجه به دیگران در زندگی اجتماعی کمتر شود.ولی نباید فراموش کرد که نیکی ها و بدی ها همیشه در ذهن مردم می ماند و در شرایط مناسب واکنش نشان می دهند.همه ما در زندگی اجتماعی به یکدیگر نیاز داریم.چرا که به اصطلاح« از هر دستی که بدهیم، از همان دست می گیریم».این که شما چگونه هستیداطلاع ندارم ولی  باور دارم که همه ما می توانیم«مردم دار» باشیم و با اعتمادبه نفس بالا زندگی کنیم چون تنهایی در زندگی اجتماعی انسان های مردم دار جایی ندارد.خوشا به حال انسان هایی که این فضیلت ا خلاقی را درزندگی خود و در تعامل با دیگران نهادینه کردند.

                                                                                    سید حسن موسوی چلک

                                                                                        مددکار اجتماعی



نوع مطلب : یادداشت ها 

اگر هر کسی سر جای خود باشد چه می شود؟

تاریخ:یکشنبه 23 بهمن 1390-08:23 ق.ظ

چند روز قبل با یکی از دوستان روستایم از نوشهر به سمت تهران می آمدیم که از جاهای مختلف صحبت می کردیم تااین که صحبت به ویژگی های جامعه سالم رسیدو این که اگر هر کسی در هر جامعه ای سر جای خود باشد آن جامعه مسیر سلامت و پیشرفت را طی خواهد کرد.دراین زمینه دوستم ضرب المثل مازندرانی را گفت که موجب شد این یاداداشت را بنویسیم.صرب المثل مازندرانی این بود:«وقته نی زن شو پی گر بوو بنج ره خی خارنه»معنی آن این است که هر زمانی که نوازنده نی مسئول شب پایی سر زمین کشاورزی(شالیزار برنج) باشد مطمئنا خوک برنج(شالی) را خواهد خورد.تامل درمعنی این ضرب المثل نشان می دهد که کسی که نی محلی می نوازد باید با استفاده از لب خود در نی فوت کند تا صدای نی بلند شود و معمولا نی نوازان در حین نواختن نی،چشم خود را می بندند.در حالی که کسی که برای شب پایی برای حفاظت از زمین شالیزار برنج  انتخاب می شود باید بیدار بوده و متوجه اطراف خود باشد تا بموقع با ایجاد سرو صدا مانع از ورود خوک ها به زمین کشاورزی شود.در واقع نکته قابل تامل این است که  اگر افراد متناسب با توانایی ،تخصص و ...مسئولیت ها را بپذیرند آن جامعه مشکلات کمتری خواهد داشت و مسیر پیشرفت بهتر و با کمترین هزینه طی خواهد شد.همه ما در جاهای مختلف با افراد مختلفی سر و کار داریم.آنجایی که افراد سر جای خود هستند و متناسب با تخصص و توانایی خود مسئولیت های دارند آبادتر است.از منابع مادی و معنوی به درستی استفاده می شود.برای حفظ موقعیت خود تن به هر خواری و ذلتی نمی دهند.افراد ریز مجموعه از کار کردن با آنها لذت می برند .رضایت مردم بیشتر است. اما چه می شود که برخی از افراد به هر قیمتی که شده فقط دنبال پذیرش مسئولیت هستند تا مدیر باشند ولی به این فکر نمی کنند که با پذیرش مسئولیتی که توان و تخصص انجام آن را ندارند چه ظلمی(حتی نادانسته)درحق مردم و جامعه خود انجام می دهند.معمولا در جامعه ای سالم که جامعه ایی شایسته سالار است  هر کسی و هر چیزی سر جای خودش است.به امید ان روز که این شجاعت را داشته باشیم که مسئولیتی فراتر از توان خود نپذیریم.انشاءا...



نوع مطلب : یادداشت ها 

تاملی بر شهر نشینی و آسیب های اجتماعی با توجه به سرشماری عمومی نفوس و مسکن1390

تاریخ:شنبه 15 بهمن 1390-12:46 ب.ظ

   یکی از ویژگی های آسیب های اجتماعی این است که در نقاط شهری بیشتر از نقاط روستایی شیوع دارند.این ویژگی باعث می شود تا برنامه ریزان و سیاستگزاران اجتماعی تمهیدات لازم را برای کنترل آسیب های اجتماعی در این نقاط انجام دهند.کاهش نظارت و کنترل اجتماعی،تضاد های فرهنگی بین مردم،کاهش مسئولیت های اجتماعی،سبک معماری منازل مسکونی در نقاط شهری،مشغله های خاص زندگی شهری،دسترسی بیشتر به تکنولوژی ها،کاهش روابط اجتماعی،فشار های روانی،احساس تنهایی، دسترسی آسان تر به اطلاعات و ... می توانند از جمله عوامل موثر در گرایش مردم شهر نشین به آسیب های اجتماعی باشند.در این یادداشت به قصد تحلیل عوامل موثر در این زمینه نیست.

آنچه که موجب شد تا این داداشتن را بنویسم آمار اولیه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 است که توسط رییس محترم مرکز آمار ایران ارایه شده است. طبق آمار ارایه شده 71 درصد مردم در نقاط شهری و 29 درصد در نقاط روستایی زندگی می کنند.این در حالی است که این نسبت در 30 سال گذشته تقریبا معکوس بوده است(30 در صد شهری و 70 در صد روستایی).

بررسی آمارهای افرادی که مرتکب جرایم و آسیب های اجتماعی می شوند و همچنین نقاط جرم خیز و آسیب زا نشان می دهد که بیشتر این افراد در نقاط شهری مرتکب جرم شده و یا گرایش به آسیب های اجتماعی پیدا کرده اند.البته به این معنا نیست که در نقاط روستایی آسیب اجتماعی وجود ندارد بلکه فراوانی و تنوع آسیب های اجتماعی در این مناطق بسیار کمتر از نقاط شهری است.

حال اگر به این تغییر ترکیب توجه جدی نشود ممکن است  در آینده شاهد  گسترش بیشتر آسیب های اجتماعی و جرایم در کشور باشیم.حال که همه اعتقاد داریم استفاده از آمار ها در برنامه ریزی ها و سیاستگزاری ها ضرورتی اجتناب ناپذیر است تا دیر نشده در این زمینه برنامه ریزی کنیم تا مجبور نشویم در آینده از آمار بیشتر آسیب های اجتماعی و جرایم بنویسیم.انشاءا...

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 



نوع مطلب : یادداشت ها 

مسایل و آسیب های اجتماعی درنده خو،اما ام.ور اجتماعی مظلوم و غریبه

تاریخ:شنبه 8 بهمن 1390-10:07 ق.ظ

یکی ازمشکلاتی که جوامع مختلف درطول حیات خود با آن مواجه هستند مسایل و  آسیب های اجتماعی هستند که برای مقابله و کنترل آنها هم تمهیداتی  اتخاذ می شود.جامعه ما نیز از این قاعده مستثنی نیست.آن چه دراین زمینه قابل تامل است این که هر گونه برنامه ریزی در این زمینه نیازمند دغدغه مسئولین مرتبط با آنها و داشتن دانش تخصصی و فهم و درک درست و واقع بینانه است.این درحالی ست که اگر واقع بینانه نگاه شود درکشور با این مسایل با رویکرد های اجتماعی برخورد نشده است.هرچه می گذرد بر تنوع و گستردگی این مسایل افزوده می شود.به عبارت بهتر مسایل و آسیب های اجتماعی صبر نخواهند کرد و رشد زیز زمینی خود را ادامه خواهند داد.تبعیض هم قایل نمی شوند.مثل خوره در زندگی اجتماعی روی افراد از قشر ها و گرو ها و طبقات مختلف تاثیر می گذارند و رحم به کسی یا جامعه ای نمی کنند.با  سواد و بی سواد،ثروتمندو فقر،شهری و روستایی،مسئول و غیر مسئول ،پیر و جوان و کودک،زن ومرد و ...رادرگیرمی کند.گرچه ممکن است از نظر تنوع و فراوانی شدت و  ضعف داشته باشد ولی هیچ کس از مردم در شرایط کنونی از آن مصون نیستند.این شرایط می طلبد درحمایت و  تقویت  سازمان های دولتی و غیر دولتی مرتبط در حوزه اجتماعی توجه بیشتری شود.اما دریغ از کمترین توجه.گاهی مواقع اشک خون می ریزم در برابر افرادی که مسولیت دارند اما کمترین فهم مسایل اجتماعی را ندارند.چندروز پیش برای شرکت در جلسه بررسی سازمان نظام مددکاری اجتماعی در مجلس شورای اسلامی حضور پیدا کردم.غربت امور اجتماعی را در جلسه کمیسیون اجتماعی مجلس دیدم.به حال خودم  و اموراجتماعی گریه گردم.دراین خصوص بعدا بیشترو شفاف تر خواهم نوشت و گفت.امور اجتماعی که هرروز لایه های زیر زمینی آن عمیق تر و بیشتر می شود و بنیان مهمترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده را سست کرده است.آنجا بود که یاداین شعر افتادم:

هرکس به طریقی دل ما می شکند       بیگانه جدا و دوست جدا می شکند

بیگانه اگرمی شکند حرفی نیست         از دوست بپرسید که چرا می شکند

       تحلیل جایگاه اجتماعی در کشور همیشه به کسانی بر می گردد که در این زمینه باید حامی باشند اما دریغ از کمترین حمایت.در کشور درحوزه های مختلف سازمان های نظام تشکیل شده است ازجمله درحوزه بهداشت و درمان شاهد فعالیت سه سازمان نظام:پزشکی،پرستاری،دامپزشکی هستیم.در حوزه فنی سازمان نظام مهندسی را داریم .سازمان نظام کشاورزی رادر حوزه منابع طبیعی فعال می بینیم.اتاق بازرگانی،اتاق تعاون ،اتاق صنایع و معادن(صنعت و معدن)برای خود جایگاه مهمی دارند.سازمان نضام روانشناسی و مشاوره هم برای خود تشکیلاتی دارد.اما در حوزه اجتماعی حتی یک سازمان نظام نداریم.در این شرایط آن وقت سر سازمان نظام مددکاری اجتماعی توسط کمیسیون اجتماعی مجلس( با این استدلال که طرح ناظر بر تاسیس فعالیت سازمان های مردم نهاد (غیر دولتی) در حال بررسی است طرحی که فروردین 90 از دستور کار مجلس خارج شده است) طرحی که بریده می شود.تا مبادا امور اجتماعی درکشور مورد توجه قرار گیرد.البته منظورم این نیست که با تشکیل سازمان نظام مددکاری اجتماعی همه مشکللات اجتماعی کشور حل می شود چون عمق این مشکلات آنقدر زیاد است ک ده ها سازمان نظام هم نمی توانند آن را کنترل کنند چه رسد به حل و کاهش آنها.در آینده بحث را بیشتر باز خواهم کرد.(انشاءا...). سید حسن موسوی چلک



نوع مطلب : یادداشت ها 

یادداشتی برای انسانی بزرگ

تاریخ:یکشنبه 25 دی 1390-07:58 ق.ظ

یادداشتی برای مصطفی رستم خانی انسانی بزرگ اما گمنام

           سال 1385 بودکه تصمیم گرفتم از سازمان مدیریت و برنامه ریزی وقت کشور(معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور)به سازمان دیگری منتقل شوم.چند سازمان خواهان حضورم بودند ولی یک تلفن از دفتر رییس وقت سازمان بهزیستی موجب شد تا مجددا به بهزیستی برگردم و مدیرکل دفتر امور اسیب دیدگان اجتماعی شوم.در آن زمان توسعه خط تلفن اورژانس اجتماعی123 در دستور کار بود که مخالفینی هم در درون سازمان داشت. کسی که مسئول فنی این خط بود کسی نبود جز آقای مصطفی رستم خانی. از همکاران درخواست کردم تا زمینه برگزاری جلسه ای مشترک با ایشان را فراهم کنند.در اولین جلسه متوجه شدم باکسی صحبت می کنم که در کار خود نفر دومی ندارد اما تواضع و فروتنی دارد که قابل تحسین است.مسئولیت پذیری،دقت،تمرکز،علاقمند به کار،و ...وی برای هر فردی می تواند الگو باشد.خدا را شکر کردم که در مسئولیت جدیدم کسی را به عنوان همراه دارم که هیچگاه تنهایم نخواهد گذاشت.به مرور زمان با ایشان بیشتر آشنا شدم و از همکاران بهزیستی استان ها هم در خصوص ایشان زیاد شنیدم .هر چه این زمان آشنایی بیشترشد علاقمندی ام نسبت به این انسان بزرگ بیشتر و بیشتر شد.گذشت،سعه صدر،خوش خلقی،وقت شناسی،پیگیری،خلاقیت،نوآوری،اعتماد به نفس بالا،نظم،برنامه ریزی و ... از دیگر خصوصیات ایشان است.بعد ها متوجه شدم که حقوقی هم بابت این کار نمی گیرد.خودش معتقدبود که کار در بهزیستی خیرهای دارد که با هیچ مبلغی قابل قیاس نیست.همیشه می گفت برای سلامتی خانواده ام دعا کنید.همین و بس.

           این دل نوشته را نوشتم که بگویم آقای رستم خانی:دوستت دارم و به دوستی با شما افتخار می کنم.شماکسی هستید که انسانیت را معنا کردید. وطن دوستی شما قابل ستودن است.صداقت و مسئولیت پذیری شما الگوست.و ....

       همیشه دعاگوی تان هستم و در مقابل دانش و توانایی شما سر تعظیم فرود می آورم و از شاعری که نمی شناسم کمک می گیرم و این دو بیتی را به شما تقدیم می کنم:

      بر فقیری و تهیدستی من طعنه مزن      ای که داری به جهان ثروت و زر بیش از من

  سر تعظیم فرود پیش کسی می آرم          که بود در ره دانش قدمی بیش ازمن

 

سیدحسن موسوی چلک- مددکار اجتماعی

 



نوع مطلب : یادداشت ها 

تالیفات:سید حسن موسوی چلک

تاریخ:یکشنبه 25 دی 1390-07:50 ق.ظ

تالیفات سیدحسن موسوی چلک:

1-  کودک زاری،مولفین:عباس آقا بیگلویی،سیدکاظم رسول زاده طباطبایی،سید حسن موسوی چلک،تهران:انتشارات آوند دانش.1380

2- مددکاری اجتماعی(1)کار با فرد1 مولف:سید حسن موسوی چلک،تهران:انتشارات سمت،چاپ هشتم.1390 (تلفن انتشارات:02166408120)

3- مددکاری اجتماعی(2)کاربا فرد2، مولف:سید حسن موسوی چلک ،تهران:انتشارات شلاک،چاپ پنجم(چاپ اول 20مهر1390).1390(تلفن انتشارات66592357،66569129)

4- مددکاری اجتماعی(5)راهنمای سرپرستی و کارورزی(کار عملی)در مددکاری اجتماعی، مولف:سید حسن موسوی چلک ،تهران:انتشارات شلاک،چاپ ششم.1390

5- تحلیل آماری مسایل اجتماعی ایران(1)جرایم و دعاوی خانوادگی، مولف:سید حسن موسوی چلک، تهران:انتشارات شلاک، 1383(تلفن انتشارات66592357،66569129)

6- تحلیل آماری مسایل اجتماعی ایران(2)خشونت و سرقت، تهران:انتشارات شلاک، 1383(تلفن انتشارات66592357،66569129)

7- تحلیل آماری مسایل اجتماعی ایران(3)ازدواج و طلاق،مولفین:سید حسن موسوی چلک و فاطمه سلطانی تهران:انتشارات شلاک، 1384(تلفن انتشارات66592357،66569129)

8-  مواد مخدرصنعتی و نوین و پیامد های اجتماعی آنها،مولفین:سید حسن موسوی چلک و سید محمد رضا حسینی،تهران انتشارات شلاک،چاپ دوم.1389(کتاب برتر سال 1389 در حوزه مواد مخدر)

9- اصول اولیه پیشگیری از آسیب های اجتماعی در میان دانش آموزان«ویژه معلمین»،مولف:سید حسن موسوی چلک،تهران:انتشارات طلوع دانش(به سفارش وزارت آموزش و پرورش).1383

10- - اصول اولیه پیشگیری از آسیب های اجتماعی در میان فرزندان«ویژه والدین»،مولف:سید حسن موسوی چلک،تهران:انتشارات طلوع دانش(به سفارش وزارت آموزش و پرورش).1383

11-منابع یاری رسان«ویژه معلمین»،مولف:سید حسن موسوی چلک،تهران: انتشارات طلوع دانش(به سفارش وزارت آموزش و پرورش).1383

12- منابع یاری رسان«ویژه والدین»،مولف:سید حسن موسوی چلک،تهران: انتشارات طلوع دانش(به سفارش وزارت آموزش و پرورش).1383

 

 



نوع مطلب : تالیفات 

مسئولیت پذیری در میان مردم کمرنگ شده است

تاریخ:دوشنبه 19 دی 1390-04:24 ب.ظ

مسوولیت پذیری در میان مردم كمرنگ شده است
رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران در تحلیل وضعیت خشونت در جامعه

نویسنده: فریده عنایتی


    «مشكلات و بروز خشونت در جامعه ما مربوط به امروز و دیروز نیست. به این دلیل كه اقدام و سیاست گذاری در حوزه سلامت روانی و اجتماعی جامعه، صورت نگرفته است. مصداق این موضوع هم نگاهی است به برنامه های توسعه در ایران كه تنها در برنامه چهارم مقداری به بخش اجتماعی، توجه شده است.» این دلایل از عمده مسائلی است كه رییس انجمن مددكاری ایران، سیدحسن موسوی چلك درباره به وجود آمدن خشونت در ایران برمی شمرد. به گفته این مدرس 43ساله دانشگاه رفتار خشونت آمیز، رفتاری نیست كه بتوان آن را با زندان حل كرد.سیدحسن موسوی چلك، تحصیلكرده مددكاری و مولف كتاب «مواد صنعتی و نوین و پیامدهای اجتماعی آن» به عنوان تالیف برگزیده سال 89، درباره خشونت های اخیر در ایران و علت های آن تحلیل هایی را به روزنامه اعتماد می گوید. خشونت هایی كه مدت زمانی است در جامعه مشاهده می شود، مواردی مانند تبدیل شدن خواستگاری به صحنه قتل به دلیل شنیدن جواب منفی از خانواده دختر، حوادثی مانند پل مدیریت، قطع پای نوجوانی در كهگیلویه و بویراحمد، مواردی است كه افراد یا خود را محق می دانند یا به دلیل انتقام جویی دست به رفتارهای خشن می زنند، (اشاره به یك بازی جدید در تالش كه در برنامه نود به آن اشاره شد.) حتی در فوتبال هم مشاهده می كنیم كه كل تیم، داور را می زنند چرا كه فكر می كنند كه او در قضاوت خود سوگیری داشته است. در تمام این موارد، نقطه مشترك این است كه مردم خودشان را محق می دانند و خود دست به اجرای حكم می زنند. دلیل اینكه افراد به این شكل به خشونت روی آورده اند چه چیزی می تواند باشد؟موضوعی كه مدتی است به آن پرداخته می شود، مصادیق خشونت است، اعم از قتل، اسیدپاشی و مواردی از این قبیل. در بررسی تمام این موضوعات به یك نقطه مشترك می رسیم و آن حوزه سلامت روانی و اجتماعی جامعه به عنوان معرف عام است. معمولاجامعه یی كه مردمش از این دو مولفه و سلامت معنوی و جسمی برخوردار باشد، كمتر دچار خشونت و دیگر مصداق های آن می شود.
    
    
    
    ریشه یابی این قبیل خشونت ها می تواند پرده از چه مشكلاتی بردارد و به چه عواملی اشاره كند؟
    ریشه یابی كلان در این باره برمی گردد به اینكه در بخش های دیگر جامعه برنامه ریزی انجام نشده است. این عمل نكردن به دو یا سه سال پیش برنمی گردد بلكه به سالیان گذشته اقدام و سیاست گذاری در حوزه سلامت روانی و اجتماعی در ایران صورت نگرفته است. مصداق این موضوع هم نگاهی به برنامه های توسعه در ایران است كه تنها در برنامه چهارم به بخش اجتماعی مقداری توجه شده است. پس در حوزه سیاست گذاری كلان موضوع سلامت روانی اجتماعی جدی گرفته نشده و سرمایه گذاری درباره جلوگیری از بروز خشونت هم انجام نشده است. مشكل دیگر این حوزه به رفتار خود مردم برمی گردد. كمتر افرادی پیدا می شوند كه برای یادگیری مسائل اجتماعی از جمله اخلاق وقت بگذارند.
    
    این موارد چطور می تواند منجر به خشونت شود؟
    افراد قوانین را نمی شناسند. به عبارتی نسبت به ظرفیت های حقوقی مرتبط با حیطه هایی كه با آن درگیر هستند آگاهی ندارند، یا در مواقعی به سیستم و مجری قوانین اعتماد ندارند. در بعضی موارد طول كشیدن روند رسیدگی به پرونده در سیستم قضا هم می تواند دخیل باشد. بخشی از این موضوع هم برگرفته از فرهنگ قومی قبیله یی بخشی از نقاط كشور و اخلاق اجتماعی است. برای مثال می توان به حادثه پل مدیریت اشاره كرد كه مردم مشاهده می كنند كه كوشا چندین ضربه به مهسا می زند و تنها كاری كه انجام می دهند فقط تماشا كردن و فیلم گرفتن است. در جای دیگر می توان مسوولیت پذیری مردم جامعه را نام برد كه در برابر یكدیگر كمرنگ شده است. زمانی كه مسوولیت پذیری كم شود، مسلما مشاركت اجتماعی هم كم می شود و تا آنجایی ادامه پیدا می كند كه موضوع به خود افراد برگردد. پس در این مرحله این موضوع مطرح می شود كه افراد برای خود حقی را قایل شوند تا در برابر رفتار فرد مقابل، یا حتی رفتاری كه جامعه با آنها دارد، براساس تفكر خودشان راه درست را انتخاب كنند. به این معنی كه افراد یاد نگرفته اند چطور حل مساله كنند و چگونه باید مهارت تصمیم گیری و روابط بین فردی داشته باشند. از سمت دیگر هم با حقوق شهروندی آشنا نیستند و منابع اجتماعی كه می توانند به آنها كمك كنند را نمی شناسند. در چنین شرایطی فرد فكر می كند كه می توانند صادر كننده و اجرا كننده حكمی باشد كه عقلش می رسد. در این صورت خواستگار، خانواده دختر را به گلوله می بندد، افرادی قربانی اسیدپاشی می شوند و در جایی كه جامعه حقی را از فرد ضایع كرده باشد، به تخریب اموال عمومی منجر می شود.
    
    این ضعف در پی كوتاهی چه ارگان و سازمانی است؟ نداشتن سلامت اجتماعی به فرد برمی گردد یا جامعه؟
    این موضوع سه بعد دارد كه از سه منظر به مسائل می پردازد كه به آن نگاه همه جانبه می گویند. فرد، خانواده و جامعه سه مولفه این مبحث هستند. این سه همزمان با هم باید پیش بروند و وظیفه منابع اجتماعی است كه باید این سه را با هم حركت دهد. جامعه بخشی از این منابع اجتماعی است. خانواده مهم ترین نقش را دارد. مدرسه، رسانه و حتی سازمانی مثل سازمان تبلیغات اسلامی هم در این زمینه دخیل هستند. باید از تمام ظرفیت ها استفاده شود.
    
    از اشكالات جدی كه می توان به این موضوع گرفت، چه موضوعی را باید عنوان كرد؟
    چند اشكال خیلی جدی در این حوزه وجود دارد كه مصداق های آن در رفتارهای خشونت آمیز مشاهده می شود. مهم ترین بخش آن امور اجتماعی در ایران است كه جدی گرفته نمی شود. به این دلیل كه در بخش اجتماعی همیشه كسانی سردمدار امور بوده و هستند كه تخصصی در این زمینه ندارند. طبیعتا در چنین جامعه یی هرگونه سیاستگذاری هم نمی تواند كارساز باشد.
    
    نكته دیگر اینكه، رویكردها در ایران عمدتا اجتماعی فرهنگی نیست. رسانه های فرامرزی بیشترین تغییر را در رفتار ما دارند. به این تغییرات و نگرانی ها «ناتوی فرهنگی» یا شبیخون فرهنگی گفته می شود و فقط در مساله پوشش و حجاب نیست بلكه در تك تك رفتار افراد جامعه تاثیر می گذارد.
    
    بطور كامل نمی توان از این تهاجم فرهنگی جلوگیری كرد، چرا كه مشاهده می شود كه اگر امروز نیروی انتظامی دیش های ماهواره را جمع آوری كند، فردا دوباره تمام سیستم ها نصب می شود.
    
    آیا مجازات هایی مانند زندان می تواند خشونت را كاهش دهد یا مانع آن شود؟
    رفتار خشونت آمیز، رفتاری نیست كه بتوان آن را با زندان درست كرد. ماهیت مبارزه باید با حمله برابر باشد. زمانی كه ماهیت جنگ این دوره جنگ نرم و تهاجم فرهنگی و اجتماعی است، برنامه ریزی ها هم باید فرهنگی و اجتماعی باشد. یكی از مولفه هایی كه می تواند خیلی كمك كند و در كاهش خشونت خیلی تاثیرگذار است تقویت و مدیریت هویت فرهنگی است. یك بخشی از این مدیریت به مدیریت شادی برمی گردد.
    
    مدیریت شادی به چه معناست و چگونه می توان آن را در ایران اجرا كرد؟
    مدیریت شادی به معنی بی بندوباری و برپایی مراسم بالماسكه در ایران نیست. در ایران یكسری ظرفیت هایی وجود دارد كه با تقویت آنها بطور قطع می توان خشونت را در جامعه كاهش داد. ما هم ظرفیت دین و هم ظرفیت قومی و قبیله یی را داریم. همه آیین های باستانی كشور ما كه با دین مان مغایرت ندارد. برای مثال عید نوروز، یك عید باستانی است ولی آن را با آیه ها یی از قرآن شروع می كنیم.
    
    نشاط تنها خندیدن نیست، خنده بخشی از نشاط است. نشاط به حس مفید بودن برمی گردد. فرد و جامعه یی كه از اینگونه نشاط و شادمانی برخوردار باشد، مسلما رفتار خشونت آمیز از خود نشان نمی دهد.
    
    كاهش خشونت به چه بخش هایی برمی گردد؟
    یك بخش از تلاش برای كاهش خشونت و جرم، كنترل اجتماعی است بخش دیگر به فضای مذهبی كشور برمی گردد. موضوع دیگر هم همان مدیریت شادی و مدیریت جامعه در این عرصه است زمانی كه در بحث شادی تعریف خاصی وجود نداشته باشد، طبیعی است كه خشونت ایجاد می شود بطوری كه اگر رفتار خشن از افراد سر نزند باید شك كرد.
    
    چه اتفاقی می تواند برای جامعه یی كه از سلامت روان برخوردار نباشد، بیفتد؟
    جامعه یی كه از سلامت روان برخوردار نباشد، افراد آن نمی توانند نقش شان را به درستی ایفا كنند. طبیعتا در چنین شرایطی خشونت بروز پیدا می كند. خانواده ها هم با نشاط نیستند، همانطور كه پلیس ناجا خبر از 30 درصدی بودن خشونت های خانوادگی می دهد نشان از این دارد كه افراد حتی در خانواده هایشان هم به دور از خشونت نیستند. این خشونت ها را در اتوبوس و مترو می توان دید. افراد اگر تصادف كنند، در مرحله اول با هم دعوا می كنند بعد منتظر پلیس می شوند، با این وجود كه می دانند بیمه هستند و بیمه خسارت شان را پرداخت می كند.
    
    اگر قرار بر ریشه یابی خشونت باشد، در چه مرحله یی این ابراز خشونت اتفاق می افتد؟
    اعمال خشونت به یك مرحله عقب تر از جامعه برمی گردد. افراد مهارت تصمیم گیری را در خانواده هایشان یاد نگرفته اند. در سیاست گذاری ها هم بخش اجتماعی ضعیف بوده است. زمانی كه سیاست گذاران ما نگاه اجتماعی ندارند، در بروز رفتار خشونت آمیز دیگر شكی وجود نخواهد داشت. وجود چند اتفاق پشت سرهم مانند مساله خمینی شهر، كاشمر، پل مدیریت و میدان كاج تلنگری را به وجود آورد كه هنوز خروجی نداشته است چراكه هنوز اقدام خاصی برای جلوگیری از اینگونه اتفاقات صورت نگرفته است.
    
    علاوه بر افرادی كه خود دست به خشونت می زنند، افرادی هم دیدن صحنه های خشن، قتل و خونریزی و اعدام برایشان تبدیل به سرگرمی شده است، دلیل بروز این پدیده یعنی تماشای خشونت و لذت بردن از آن چیست؟
    بعضی از رفتار هایی كه افراد از خود بروز می دهند به حس جریحه دار شدن شان مربوط می شود كه باعث می شود كه در حوادثی مثل پل مدیریت و خمینی شهر، این نوع واكنش ها را نشان دهند.
    
    می تواند دلیل اینكه افراد خود دست به اجرای حكم می زنند عدم اطمینان به سیستم قضایی باشد؟
    بخشی از این موضوع می تواند ناشی از عدم اطمینان به قوه قضاییه باشد. در بعضی موارد مانند اسیدپاشی و قتل، طولانی شدن دادرسی افراد را خسته می كند و موجب می شود كه آنها دست به اجرای حكم بزنند. در جایی ممكن است مجری قانون قصوری را مرتكب شود كه نمی توان آن را به كل سیستم ربط داد. وجود میلیون ها پرونده قضایی نمی تواند ناشی از عدم اطمینان مردم به سیستم قضا باشد. شاید افراد در بعضی موارد نسبت به حكم ناراضی باشند كه این عدم رضایت نمی تواند حتما ناشی از عملكرد بد قاضی باشد. این موضوع به نداشتن و ضعیف بودن شناخت ما از قانون برمی گردد كه متاسفانه برای این موضوع هم سرمایه گذاری نشده است. سیستم قضا باید آموزش ها را در این زمینه افزایش دهد، به این ترتیب افراد هم اعتماد بیشتری می كنند.
    
    بیشتر حوادثی كه افراد خودشان حكم صادر و اجرا می كنند به مسائل خانوادگی مربوط می شود. وجه غالب این نیست.
    
    این عدم آگاهی و نداشتن شناخت به چه ارگانی مربوط می شود؟
    به نظر من این مساله ضعف سیستم قضا است كه به افراد آموزش نداده و آنها را درجریان فرآیند پرونده قرار نمی دهد. تنها در برنامه چهارم توسعه به این موضوع پرداخته شد. خیلی مواقع درگیری ها و اتفاقات ناشی از جهل به قانون است. باید در این زمینه فرهنگ سازی شود.
    
    دانستن موارد قانونی در صورتی می تواند به افراد كمك كند كه آنها مطمئن باشند خود مجری قانون هم به این قوانین عمل می كند. زمانی كه مشاهده می شود خود مجریان قانون هم به حقوق شهروندی افراد احترام نمی گذارد، چطور می توان امید داشت كه افراد معمولی به این قوانین پایبند باشند و به آن عمل كنند؟
    ممكن است این موضوعات وجود داشته باشد ولی وجه غالب نیست. زمانی كه یك مجری قانون خطایی را موجب می شود نباید خطای او را به پای كل سیستم نوشت. افراد جدا از اینكه متعلق به هر سیستمی باشند دارای هویت فردی هستند. مردم باید اخلاق حرفه یی داشته باشند و بدانند كه هر عملی را در هر لباسی كه بر تن دارند انجام دهند به جایگاه آنها در آن سیستم برمی گردد.
    
    برای برطرف كردن این موضوعات چه راه حلی ارایه می كنید؟
    در بسیاری از مسائل و مشكلاتی كه به وجود می آید باید منابع اجتماعی را راه حل قرار داد. برای مثال اورژانس اجتماعی سازمان خوبی بر ای حد فاصل منزل تا كلانتری است. مساله این است كه مردم همه مشكلات را به پلیس ختم می كنند در صورتی كه می توان بعضی مسائل را با منابع اجتماعی حل كرد.
    
    این منابع اجتماعی مانند اورژانس اجتماعی چطور می توانند ظاهر شوند؟
    باید طوری عمل شود كه مردم برای ارتقای سطح كیفیت زندگیشان به منابع اجتماعی مراجعه كنند و نه تنها زمانی كه با مشكل روبرو هستند. وقتی مراجعه برای بهبود كیفیت زندگی وجود داشته باشد و افراد به آنها مراجعه كنند دیگر رفتارشان منتج به عمل خشونت آمیز نمی شود اگر هم شود به حداقل می رسد.
    
    افراد برای هر موضوعی پای كلانتری و دادگستری را به میان می آورند. اگر اورژانس اجتماعی در ایران در بین مردم باشد شاید به راحتی این 13 میلیون پرونده قضایی به نصف تبدیل شود. خود پلیس هم باید این موضوع را اشاعه دهد. در این صورت پلیس اقتدار خود را حفظ می كند، چرا كه پلیس نباید در جزییات مسائل مردم وارد شود.
    
    دخالت دادن پلیس در همه درگیری ها از جمله مسائل خانوادگی ناشی از چه موضوعی است؟
    این موضوع به دو دلیل انجام می شود. یكی از بعد فرهنگی و دیگر به دلیل نشناختن منابع اجتماعی است. همه مسائل به حاكمیت برنمی گردد، بعضی مسائل به فرد بستگی دارد. مصداق تمام این مشكلات رفتار خشونت آمیز می شود. برای مثال جواب منفی شنیدن از خانواده دختر دیگر منجر به رگبار بستن آن خانواده نمی شود، چراكه افراد دیگر یاد می گیرند چطور باید مسائل شان را حل كنند.
    
    راه حلی كه برای كاهش خشونت می توان ارایه داد، چه روشی است؟
    بهترین راه حل این است كه برای افراد پرونده اجتماعی تشكیل شود. باید حتما چنین پرونده هایی در هر مرحله ایجاد شود. آموزش و دادن اطلاعات بهترین كار ممكن است. در بخش اجتماعی باید به تمام خصوصیات فردی و روانی فرد رسیدگی شود. در این صورت به خانواده آموزش داده می شود كه فرزندان شان خودشان چه مشكلاتی دارند و چگونه می توانند این مشكلات را حل كنند. باید روی این پرونده ها سرمایه گذاری شود. اگر به این مرحله برسیم دیگر شاهد خشونت در بین جامعه نیستیم. در این صورت پیشگیری در هر سه سطح اتفاق می افتد و افراد از قبل با مشكلات آشنایی پیدا می كنند و نحوه برخورد با آن را نیز می آموزند. بیشتر خشونت های خانوادگی، ناشی از جهل است. حال باید دید جهل با زندان و دادگاه حل می شود یا با آموزش؟!
    
    در ایجاد مدیریت شادی، مردم به صورت عام و مردم به صورت
NGO ها چه اقداماتی را می توانند انجام دهند؟
    تشكل های غیردولتی و مردم در این بخش بیشتر از دولت ها و نهاد های دولتی می تواند نقش داشته باشد. به شرطی كه ظرفیت سازی و آموزش های لازم انجام شود. این تشكل ها حتی می تواند مذهبی، ورزشی و صنفی باشد. اگر از تمام این ظرفیت ها استفاده شود هر كدام به تناسب امكاناتشان می تواند خشونت را كاهش داد.
    
    با وجود خشونت هایی كه در كشور اتفاق می افتد، نیروی انتظامی وجود و زیاد بودن این موضوع را انكار می كند، آیا این منكر شدن خشونت و افزایش آن از سوی نهادهای رسمی و دولتی می تواند تبعاتی برای جامعه دربرداشته باشد؟
    كتمان هر واقعیتی از جمله مسائل اجتماعی باعث رشد زیرزمینی آن پدیده می شود. در زمینه قتل های عمد سیستم انتظامی اقدامات خوبی انجام داد، به ازای هر صد هزار نفر، سه نفر قتل وجود دارد. اما برای سایر مصداق های خشونت اقدامی انجام نگرفته است. باید دانست كه تمام خشونت ها به قتل منجر نمی شود، زمانی كه افراد تحقیر می شوند هم خشونت وجود دارد. نشناختن مصداق های خشونت هم مشكل است. در صورتی كه كتمان صورت گیرد در سیاست گذاری، پیشگیری و برنامه ریزی هم كاری انجام نمی شود و سایر عوامل موثر هم پنهان می مانند.
    
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2313 به تاریخ 28/8/90، صفحه 11 (حوادث)



نوع مطلب : مصاحبه ها 



  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  


Admin Logo
themebox Logo